کارگاه گرافیک ساده

خانه

نوشته‌های برچسب‌شده 'تابلو فلکس'

تابلو سردر مغازه ها

بررسی وضع طراحی گرافیک سردر فروشگاه ها و مغازه ها

امروزه حضور و نقش موثر گرافیک در زندگی روزمره را نمی توان نادیده گرفت. گرافیک به نیاز ما برای برقراری ارتباط با مخاطب پاسخ می دهد و این امر از طریق علائم، تابلوها، بیلبردها و … انجام می شود. ما در زندگی خود، روزانه با هزاران تابلو، علامت و عناصر گرافیکی مواجهیم که برخی را به ذهن می سپاریم و از کنار بسیاری به راحتی و حتی بدون لحظه ای مکث و تفکر می گذریم. 

یکی از تابلوهای عمومی که ما هر روز با آن در ارتباطیم و اطراف ما زیاد به چشم می خورد، تابلوی سر در مغازه هاست (sign) که امروزه تبدیل به نوعی آلودگی بصری برای شهر ما شده است. این تابلوها که در ردیف های نامساوی و به رنگ ها و اندازه های مختلف قرار گرفته اند، فقط باعث شلوغی شهر شده اند و از ارزش هنری و بصری قابل دفاعی برخوردار نیستند. شاید برای اثبات این گفته بهتر باشد از خودمان بپرسیم: که به راستی چند تابلو در ذهن ما مانده اند؟ وقتی در اتومبیل هستیم و از جلوی آنها به سرعت می گذریم، اطلاعات کدامیک را سریع دریافت می کنیم؟ کدامیک دارای هویت و نشان دهنده نوع کار و شغل خاص آن مغازه می باشد؟ و ما برای نشانی دادن از تابلو و علامت کدام مغازه به عنوان یک هویت مستقل خاص آن یاد کرده ایم؟

برای یک معاملات ملکی همان تابلو بکار می رود که برای سالن عروسی یا فروشگاه صنایع دستی و … . تابلوهای مغازه ها بازگوکننده هویت هر حرفه و شغل خاص نیستند.

▪ آنچه در ادامه می آید نقدی است بر زیبایی شناسی تابلوهای مغازه ها آنگونه که باید باشند و این سوال که آیا هر مغازه ای نیاز به تابلو دارد؟

نیاز به عکاسی برای تبلیغ یا معرفی، با وجود سی دی هایی که پر از تصاویر گوناگون است، امروزه کاهش یافته است. استفاده تکراری از عکسی که ممکن است روی صدها تابلوی دیگر با همین کاربری بکار رفته باشد، استفاده از تصاویری که با فرهنگ و نوع بافت شهری ما بسیار بیگانه می باشد، همچنین مغایر با فعالیت یا نوع محصول موجود در آن مغازه می باشد، از دیگر پیامدهای نادیده گرفتن عکاسی و بوجود آمدن نوعی یکریختی در تابلوها شده است. مثال بارز این امر تابلوی مغازه های معاملات ملکی و اغذیه فروشی هاست. استفاده از تصویر خانه های ویلایی مجلل با نوع معماری خاص که با فرهنگ و نوع اقلام موجود در آن مغازه مغایرت دارد، همچنین در تابلوی اغذیه فروشی ها که هیچ کدام تصویری از اغذیه ارائه دهنده خود را در تابلو استفاده نمی کنند، بلکه صرفا یک تصویر اشتهاآور و زیبا را به کار می برندکه شاید روی تابلوی همه اغذیه فروشی های مشابه آن یک شکل باشد.

همچنین وجود نرم افزارهایی مثل فتوشاپ که برای ویرایش تصاویر ساده و قابل استفاده برای همه است، هر فردی را در مقام طراح توانا می سازد. افرادی که که با دانش اندک خود به زیبایی چهره شهر ما آسیب رسانده اند و با استفاده نادرست از عناصر طراحی بر شلوغی و آشفتگی بصری افزوده اند. البته به راحتی می توان بین چیدن تصاویر کنار هم توسط اینگونه افراد و یک طراح حرفه ای تفاوت قائل شد.

به طور کلی این تصاویر تنها جنبه پر کردن فضای خالی را داشته و شاید به نوعی تبدیل به پس زمینه برای تابلوها شده اند. نکته دیگر بی ارتباط بودن عکس با نام و عنوان شغلی است. مثل استفاده از تصویر شخصیت های فیلم ارباب حلقه ها برای مغازه فروش موبایل یا تصاویر میکی موس برای قنادی! حتی گاهی برخورد مستقیم و سطحی نیز به چشم می خورد که ترجمه تصویری هر کلمه است. مثلا فروشگاههای ورزشی که لیستی از کالاهای موجود خود را بر روی تابلو به نمایش می گذارند.

استفاده از فونت های فانتزی و بعضا ناخوانا در اندازه های بزرگ که نه فقط از فاصله کم آزاردهنده است، بلکه زیبایی کار را نیز خدشه دار می کند. همچنین رنگی کردن فونت ها که هیچ تفکری در پشت خود ندارد، فقط از وجود طراحان مبتدی حکایت دارد.

دسته بندی نکردن اطلاعات و نداشتن اولویت از نظر اینکه چه نوع اطلاعاتی نسبت به دیگری برای بیننده در اولویت قرار دارد، باعث می شود تابلو تبدیل به یک بروشور شود و بیننده را با حجم بالایی از اطلاعات غیرضروری مواجه کند که هیچ هدفی را دنبال نمی کند. فقط نوعی داستان سرایی است که با استفاده از تصاویر مختلف، توانایی ها و برتری های خود را نشان دهند. البته این شلوغی در کنار تابلوهای شلوغ دیگر و آشفتگی های شهر ما باعث می شود که نه فقط دیده نشوند، بلکه شهروندان را هم سر در گم می کنند.

و در آخر اندازه نامتعارف و غیراستاندارد تابلوها که گاهی به دوبرابر ارتفاع مغازه ها نیز می رسد، از دیگر باورهای اشتباهی است که هر چه بزرگتر باشد بهتر دیده می شود و بیشتر جلب توجه می کند.

برای شهری مثل تهران که از جمعیت و ترافیک اشباع شده است، شاید اندکی آرامش و سکون برای مخاطب بسیار موثرتر و چشم نوازتر باشد، همچنانکه استفاده از رنگ های شاد در شهرهای سوییس و امثال آن، بتواند اندکی از سردی و بی روح بودن فضا بکاهد.

همانطور که گفته شد، دسته بندی اطلاعات، همچنین استفاده از فونت مناسب و هماهنگ با موضوع و زمینه کاری، استفاده بجا از طراحی حروف و رنگ مناسب از عوامل مهم وموثر در زیبایی تابلو به شمار می رود.

آنچه در این نقد مورد بحث قرار گرفت، بررسی تابلوهایی بود که هر روز بی اعتنا از کنار آنها می گذریم و به تاثیری که می تواند بر آرامش شهروندان در میان این همه شلوغی و همهمه داشته باشد، بی توجهیم.

تفکر غلط و اشتباهی که در پس این تابلوها قرار دارد، عدم زیبایی چهره شهر به دلیل شکل، اندازه و رنگ های مختلف تابلوها و نگاه طراح به این مساله از مواردی است که باید مورد تامل قرار گیرد. اگر دقیق تر و موشکافانه تر به این تابلوها نگاه کنیم، کمتر موردی را می یابیم که با اصول مبانی و زیبایی شناسی منطبق باشد.

با طرح این سوال، مطلب را به پایان می رسانم که آیا بهتر نیست نظارتی بر این شاخه از گرافیک وجود داشته باشد، تا از رشد بی رویه این تابلوها اندکی کاسته شود؟

 

 

منبع: سایت رسم

نوشته شده در:

ارسال دیدگاه (۰) ←